|
|
نوشته شده در پنج شنبه 16 شهريور 1391
بازدید : 759
نویسنده : اصغر بویه
|
|
منبع:وب مريم
خدايا، تو را مي خوانيم
وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود
وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم
و بغضهايمان پشت سرهم ميشكند
وقتي احساس ميكنيم
بدبختيها بيشتر از سهمماناست
و رنجها بيشتر از صبرمان؛
وقتي اميدها ته ميكشد
و انتظارها به سر نميرسد
وقتي طاقتمان تمام ميشود
و تحملمان هيچ ...
آن وقت است كه مطمئنيم به تو احتياج داريم
و مطمئنيم كه تو
فقط تويي كه كمكمان ميكني ...
آن وقت است كه تو راصدا ميكنيم
و تو را ميخوانيم
آن وقت است كه تو راآه ميكشيم
تو را گريه ميكنيم
و تو را نفس ميكشيم
وقتي تو جواب ميدهي،
دانهدانه اشكهايمان را پاك ميكني
و يكي يكي غصهها را از دلمان برميداري
گره تكتك بغضهايمان را باز ميكني
و دل شكستهمان را بند ميزني
سنگيني ها را برميداري
و جايش سبكي ميگذاري و راحتي؛
بيشتر از تلاشمان خوشبختي ميدهي
و بيشتر از حجم لبهايمان، لبخند
خوابهايمان را تعبير ميكني
و دعاهايمان را مستجاب
آرزوهايمان را برآورده مي کني؛
قهرها را آشتي ميدهي
و سختها را آسان
تلخها را شيرين ميكني
و دردها را درمان
نااميدي ها، همه اميد ميشود
و سياهيها سفيد سفيد ...
خداوندا !
تنها تو را صدا ميکنيم
و فقط تو را مي خوانيم
:: موضوعات مرتبط:
تنهايي! ,
دل نوشته ,
,
:: برچسبها:
تنهايي ,
حرفاي عاشقونه ,
دل نوشته ,
|
|
|